در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یکی از شش فرزند که به طور همزمان از یک مادر به دنیا آمدهاند.
One of six offspring born at the same time to the same mother.
«او سال گذشته ششقلوهای سالمی به دنیا آورد.»
“She gave birth to healthy sextuplets last year.”
«ششقلوها در تولدهای انسانی بسیار نادر هستند.»
“Sextuplets are very rare in human births.”