sexually

sex·u·al·ly/ˈsɛkʃuəli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): sexualposition (جایگاه): middle

قید — از لحاظ جنسی

از لحاظ جنسی

به شکلی که مربوط به رابطه جنسی یا تولیدمثل باشد

In a way that relates to sex or reproduction.

«این گونه به صورت جنسی تولیدمثل می‌کند.»

The species reproduces sexually.

«او در محل کار مورد آزار جنسی قرار گرفت.»

She was sexually harassed at work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eroticallyبه‌صورت شهوانی

رسمی/ادبی. مرتبط با تمایل جنسی یا جذابیت، کمتر در زبان روزمره استفاده می‌شود.

Formal/literary. Related to sexual desire or attraction, less common in everyday speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000