erotically

e·rot·i·cal·ly/ɪˈrɒtɪkli/
erotsexual desire-icpertaining to-allyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): eroticposition (جایگاه): end

قید — جنسی

جنسیشهوانی

به طریقی که مربوط به عشق یا تمایل جنسی باشد

In a way relating to sexual love or desire

«رمان روابط را به صورت شهوانی توصیف می‌کند.»

The novel describes relationships erotically.

«او با نگاهی شهوانی به او لبخند زد.»

She smiled erotically at him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sensuallyحس‌آمیز

رایج. مربوط به ارضای حواس، اغلب با دلالت جنسی.

Common. Refers to gratification of the senses, often implying sexuality.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000