sharpener

sharp·en·er/ˈʃɑːrpənər/
sharphaving a fine edge-ento make or become-era person or tool that performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): sharpeners

اسم — تیزکن

تیزکنتراش مداد

ابزاری برای تیز کردن تیغه‌ها یا مدادها.

A tool used to make blades or pencils sharp.

«او برای تیز کردن مداد کندش از تیزکن استفاده کرد.»

He used a sharpener to fix his dull pencil.

«تیزکن چاقو روی میز آشپزخانه است.»

The knife sharpener is on the kitchen counter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000