sign in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌsaɪn ˈɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ثبت ورود کردن

ثبت ورود کردنحضور زدن

رسیدن خود را معمولاً با نوشتن نام یا استفاده از یک سامانه ثبت کردن.

To record that one has arrived, usually by writing a name or using a system.

«لطفاً ورودتان را در میز پذیرش ثبت کنید.»

Please sign in at the front desk.

«بازدیدکنندگان باید پیش از ظهر ورودشان را ثبت کنند.»

Visitors must sign in before noon.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — وارد حساب شدن

وارد حساب شدنورود کردن

با وارد کردن اطلاعات ورود، وارد حساب یا سامانهٔ رایانه‌ای شدن.

To enter a computer system or online account by providing credentials.

«نمی‌توانم وارد ایمیلم شوم.»

I can't sign in to my email.

«با حساب کاری‌تان وارد شوید.»

Sign in with your work account.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000