sign on
/ˌsaɪn ˈɑn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — قرارداد بستن
قرارداد بستنثبتنام کردن
بهطور رسمی پذیرفتن که برای سازمانی کار کنند یا به توافقی بپیوندند.
To agree formally to work for an organization or join an agreement.
«او با یک آژانس تازه قرارداد بست.»
“She signed on with a new agency.”
«او برای یک سال دیگر قرارداد بست.»
“He signed on for another year.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)dated
فعل عبارتی — آغاز پخش کردن
آغاز پخش کردنروی آنتن رفتن
پخش رادیویی یا تلویزیونی را، بهویژه در آغاز یک برنامه، شروع کردن.
To begin broadcasting, especially at the start of a radio or television transmission.
«ایستگاه ساعت شش پخش را آغاز کرد.»
“The station signed on at six.”
«شبکه پس از تعمیرات دوباره روی آنتن رفت.»
“The channel signed on after repairs.”