silken

sil·ken/ˈsɪlkən/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more silkensuperlative (عالی): most silken

صفت — ابریشمی

ابریشمینرم

ساخته شده از ابریشم یا شبیه آن؛ بسیار نرم و صاف

Made of or resembling silk; very smooth or soft

«او یک روسری ابریشمی دور گردنش بست.»

She wore a silken scarf around her neck.

«ملحفه‌های ابریشمی در لمس نرم بودند.»

The silken sheets felt soft to touch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
silkyابریشمی

رایج است؛ معنای بسیار نزدیک دارد، silky بیشتر به بافت یا ظاهر اشاره دارد.

Common. Very close in meaning, silky primarily relates to texture or appearance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000