skateboarded

skate·boarded/ˈskeɪtbɔːrdɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): skateboardedpast participle (مفعولی): skateboarded-ing (حال): skateboarding3rd (سوم): skateboards

فعل — اسکیت‌بوردسواری کرد

اسکیت‌بوردسواری کردبا اسکیت‌بورد حرکت کرد

گذشته فعل اسکیت‌بوردسواری؛ سوار بر اسکیت‌بورد شدن.

Past tense of skateboard; to have ridden a skateboard.

«او با اسکیت‌بورد سریع از تپه پایین آمد.»

She skateboarded down the hill quickly.

«آنها تمام بعدازظهر در پارک اسکیت‌بوردسواری کردند.»

They skateboarded at the park all afternoon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000