در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تخته کوتاهی که روی چرخ قرار دارد و برای اسکیتبازی و حرکات نمایشی استفاده میشود.
A short board mounted on wheels used for skating and performing tricks.
«او دیروز یک اسکیتبورد جدید خرید.»
“He bought a new skateboard yesterday.”
«اسکیتبازی ورزش محبوبی در میان جوانان است.»
“Skateboarding is a popular sport among youth.”
معمول. ممکن است به اسکیت بورد یا اسکیت روی یخ اشاره کند اما کمتر مشخص است؛ skateboard دقیقتر است.
Common. Can refer to skateboards or ice skates but less specific; skateboard is clearer for the wheeled board.