در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فعالیت یا ورزشی که شامل سوار شدن در سورتمه، اغلب کشیده شده توسط اسب یا گوزن شمالی روی برف است.
The activity or sport of riding in a sleigh, often pulled by horses or reindeer over snow.
«ما در جنگلهای برفی به سورتمهسواری رفتیم.»
“We went sleighing through the snowy woods.”
«سورتمهسواری یک فعالیت محبوب زمستانی در بسیاری از کشورهاست.»
“Sleighing is a popular winter activity in many countries.”
رایج. اغلب در بافتهای روزمره با 'سورتمهسواری' قابل تعویض است. 'سورتمهسواری' میتواند به سوار شدن بر یک سورتمه کوچکتر و سادهتر نیز اشاره داشته باشد، در حالی که 'sleighing' معمولاً به سورتمه بزرگتر و تزئینشدهتر اشاره دارد.
Common. Often interchangeable with 'sleighing' in everyday contexts. 'Sledding' can also refer to riding a smaller, simpler sled, while 'sleighing' usually implies a larger, more ornate sleigh.
شکل حال استمراری فعل 'sleigh'؛ سوار بر سورتمه شدن یا با سورتمه حمل کردن.
Present participle of 'sleigh'; to ride in or transport by a sleigh.
«بچهها در حال سورتمهسواری از تپه پایین میرفتند.»
“The children were sleighing down the hill.”
«او بعدازظهر را به حمل هدایا با سورتمه برای همسایگان گذراند.»
“He spent the afternoon sleighing gifts to neighbors.”
رایج. اغلب میتوان آن را به جای 'sleighing' هنگام اشاره به عمل سواری استفاده کرد. 'Sledding' کلیتر است و میتواند به هر نوع سورتمه اشاره داشته باشد، در حالی که 'sleighing' به نوع خاصی از وسیله نقلیه اشاره دارد.
Common. Can often be used interchangeably with 'sleighing' when referring to the act of riding. 'Sledding' is more general and can refer to any type of sled, while 'sleighing' implies a specific type of vehicle.