snowboarder

snow·board·er/ˈsnoʊˌbɔːrdər/
snowfrozen precipitationboardflat piece of material-erone who does
noun (اسم)commonplural (جمع): snowboarders

اسم — اسنوربُردباز

اسنوربُردبازاسنو بُردباز

شخصی که با تخته مخصوص روی برف سر می‌خورد.

A person who rides a snowboard down snow-covered slopes.

«اسنوربُردباز یک حرکت دشوار انجام داد.»

The snowboarder performed a difficult trick.

«اسنوربُردبازها از ورزش‌های زمستانی لذت می‌برند.»

Snowboarders enjoy winter sports.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000