sobriety

so·bri·e·ty/soʊˈbraɪəti/
noun (اسم)common

اسم — خوش‌خویی

خوش‌خوییعقلی

حالت عدم مستی؛ عدم تاثیر مواد الکلی یا مسکر.

The state of being sober; not intoxicated, especially by alcohol.

«او پنج سال است که ترک مستی دارد.»

She has maintained sobriety for five years.

«خوش‌خویی برای بهبودی از اعتیاد مهم است.»

Sobriety is important for recovery from addiction.

تفاوت با واژه‌های مشابه
temperanceاعتدال

رسمی. درباره میانه‌روی در الکل یا رفتار اغلب به کار می‌رود و با sobriety مرتبط است.

Formal. Often used regarding moderation in alcohol or behavior, closely related to sobriety.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000