sobbed

/sɒbd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sobbedpast participle (مفعولی): sobbed-ing (حال): sobbing3rd (سوم): sobs

فعل — هق‌هق کرد

هق‌هق کردگریه با صدا کرد

با یک سلسله نفس‌نفس‌های کوتاه و تشنج‌آمیز گریه کردن.

To cry with a series of short, convulsive gasps.

«او وقتی خبر بد را شنید، بی‌اختیار هق‌هق کرد.»

She sobbed uncontrollably when she heard the bad news.

«کودک با هق‌هق کردن به خواب رفت.»

The child sobbed himself to sleep.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weptگریه کرد

گذشته ادبی/رسمی 'weep'. عموماً به معنای آرام یا با غم گریه کردن است، نه لزوماً با نفس‌نفس‌های تشنج‌آمیز. می‌تواند برای اندوه عمیق و آرام استفاده شود. 'او پس از شنیدن خبر بی‌صدا گریه کرد.'

Literary/formal past tense of 'weep'. Generally implies crying quietly or sorrowfully, not necessarily with convulsive gasps. Can be used for deep, quiet sadness. 'She wept silently after hearing the news.'

criedگریه کرد

روزمره. کلی‌ترین اصطلاح برای اشک ریختن، بدون توجه به صدا یا شدت. می‌تواند یک اشک ساده یا یک شیون کامل باشد. 'بچه برای مادرش گریه کرد.'

Everyday. The most general term for shedding tears, regardless of sound or intensity. Can be a simple tear or a full-blown wail. 'The baby cried for his mother.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000