soapy

soa·py/ˈsoʊpi/
soapa substance used for washing-yhaving the quality of / full of
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): soapiersuperlative (عالی): soapiest

صفت — صابونی

صابونیکف‌آلود

حاوی صابون؛ پوشیده از صابون یا کف.

Containing soap; covered with soap or lather.

«کودک با دست‌های صابونی خود حباب درست می‌کرد.»

The child blew bubbles with his soapy hands.

«او ظرف‌های صابونی را کاملاً آب کشید.»

She rinsed the soapy dishes thoroughly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
latheredکف کرده

روزمره. 'لِذِرد' به طور خاص به پوشیده شدن از توده حباب‌دار و کف‌آلود، معمولاً از صابون، اشاره دارد. عمدتاً در توصیف چیزی که با کف صابون پوشیده شده است، قابل جایگزینی است. 'دست‌هایش کف کرده بود' مانند 'دست‌هایش صابونی بود' کار می‌کند.

Everyday. 'Lathered' specifically refers to being covered in a frothy mass of bubbles, typically from soap. It's largely interchangeable when describing something covered in soap foam. 'His hands were lathered' works like 'His hands were soapy'.

frothyکف‌دار

روزمره. 'فروثی' به معنای پر از توده حباب‌های کوچک یا پوشیده از آن است. وقتی ظاهر حباب‌ها مورد تاکید است، قابل جایگزینی است و می‌تواند برای مایعات غیر از صابون نیز استفاده شود. 'امواج کف‌دار بودند' در مقابل 'دست‌هایش صابونی بود'.

Everyday. 'Frothy' means full of or covered with a mass of small bubbles. It is interchangeable when the appearance of bubbles is the focus, and it can apply to liquids other than soap. 'The waves were frothy' vs. 'His hands were soapy'.

متضادها
2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): soapiersuperlative (عالی): soapiest

صفت — ملودراماتیک

ملودراماتیکاحساساتیآبکی

یادآور یک سریال آبکی؛ بیش از حد احساساتی یا ملودراماتیک.

Reminiscent of a soap opera; excessively sentimental or melodramatic.

«دیالوگ نمایش برای سلیقه من کمی بیش از حد آبکی بود.»

The dialogue in the play was a bit too soapy for my taste.

«او چشمانش را به خاطر عذرخواهی ملودراماتیک او چرخاند.»

She rolled her eyes at his soapy apology.

تفاوت با واژه‌های مشابه
melodramaticملودراماتیک

روزمره. 'ملودراماتیک' یک مترادف مستقیم است که بر احساسات اغراق‌آمیز و رفتار دراماتیک تاکید دارد. در این معنای مجازی تا حد زیادی قابل جایگزینی است. 'واکنش او خیلی ملودراماتیک بود' مانند 'واکنش او خیلی صابونی بود' کار می‌کند.

Everyday. 'Melodramatic' is a direct synonym, emphasizing exaggerated emotions and dramatic behavior. It is largely interchangeable in this figurative sense. 'His reaction was so melodramatic' works like 'His reaction was so soapy'.

sentimentalاحساساتی

روزمره. 'احساساتی' به معنای داشتن یا ابراز احساسات لطیف و اغلب نوستالژیک است. وقتی تاکید بر احساسات بیش از حد است، قابل جایگزینی است، اما 'سوپی' اغلب به نمایش احساسی کلیشه‌ای یا مصنوعی‌تر، که مشخصه درام بد است، اشاره دارد. 'فیلم بیش از حد احساساتی بود' درست است، 'فیلم خیلی سوپی بود' دیدگاه انتقادی‌تری نسبت به محتوای احساسی نشان می‌دهد.

Everyday. 'Sentimental' means having or expressing tender, often nostalgic, feelings. It's interchangeable when the emphasis is on excessive emotion, but 'soapy' often implies a more clichéd or artificial emotional display, typical of bad drama. 'The movie was overly sentimental' works, 'The movie was too soapy' suggests a more critical view of the emotional content.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000