sentimental

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sen·ti·men·tal/ˌsen.tɪˈmen.təl/
sentimentfeeling, emotion-alrelated to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more sentimentalsuperlative (عالی): most sentimental

صفت — احساسی

احساسینَرم‌دل

نشاندادهنده یا باعث احساسات لطیف نوستالژیک یا غمگین.

Showing or causing tender feelings of nostalgia or sadness.

«وقتی به عکس‌های قدیمی نگاه می‌کرد احساساتش برانگیخته شد.»

She felt sentimental when looking at old photos.

«فیلم برای او بیش از حد احساسی بود.»

The movie was too sentimental for him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emotionalاحساسی

رایج. اصطلاح کلی‌تر برای احساسات قوی یا آشکار.

Common. More general feeling-related term, used where feelings are strong or obvious.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000