sensus

sen·sus/ˈsɛn.səs/
noun (اسم)formal

اسم — حس

حسادراک

احساس کلی یا درک و آگاهی از چیزی؛ گاهی در زمینه‌های فلسفی یا بلاغی استفاده می‌شود.

A general feeling, perception, or awareness of something; sometimes used in philosophical or rhetorical contexts.

«در جمعیت حس بی‌قراری وجود داشت.»

There was a sensus of unrest in the crowd.

«مفهوم کلی متن روشن است.»

The sensus of the text is clear.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000