در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
توانایی داشتن احساسات و ادراکات حسی.
The capacity to have feelings and sensations.
«برخی معتقدند حیوانات هوشیاریتی مشابه انسانها دارند.»
“Some argue animals have sentience comparable to humans.”
«فیلسوفان درباره اینکه چه موجوداتی هوشیاری دارند بحث میکنند.»
“Philosophers debate what beings possess sentience.”
متداول. به آگاهی کلی اشاره دارد اما در موارد تاکید بر احساسات با sentience قابل جایگزینی است.
Common. Refers broadly to awareness, but often interchangeable with 'sentience' in contexts stressing feelings.