sentiment

sen·ti·ment/ˈsɛn.tɪ.mənt/
noun (اسم)formal

اسم — احساس

احساسعاطفه

احساس یا نظر بر اساس عاطفه به جای منطق.

A feeling or an opinion based on emotion rather than reason.

«نظر عمومی موافق قانون جدید بود.»

Public sentiment favored the new law.

«احساس او نسبت به آن رویداد پیچیده بود.»

His sentiment about the event was complex.

تفاوت با واژه‌های مشابه
feelingاحساس

روزمره. واژه‌ای پایه برای برداشت یا احساس عاطفی، اغلب قابل جایگزینی.

Everyday. A basic word for emotional impression or sense, often interchangeable.

emotionهیجان

شدیدتر، اشاره به احساس قوی‌تر نسبت به نظر کلی.

More intense, referring to a strong feeling rather than general opinion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000