soaping

soap·ing/ˈsoʊpɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): soapedpast participle (مفعولی): soaped-ing (حال): soaping3rd (سوم): soaps

فعل — صابون زدن

صابون زدنمالیدن صابون

مالیدن صابون به خود یا چیزی، معمولاً برای تمیز کردن.

Applying soap to oneself or something, usually to clean.

«قبل از شام دست‌هایش را صابون می‌زد.»

He was soaping his hands before dinner.

«برای تمیز کردن ماشین صابون می‌زد.»

She spent time soaping the car.

تفاوت با واژه‌های مشابه
washingشستن

رایج و روزمره، اما کلی‌تر از صابون زدن است.

Common everyday term but more general than soaping.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000