در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مالیدن صابون به خود یا چیزی، معمولاً برای تمیز کردن.
Applying soap to oneself or something, usually to clean.
«قبل از شام دستهایش را صابون میزد.»
“He was soaping his hands before dinner.”
«برای تمیز کردن ماشین صابون میزد.»
“She spent time soaping the car.”
رایج و روزمره، اما کلیتر از صابون زدن است.
Common everyday term but more general than soaping.