cleaned

/kliːnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): cleanedpast participle (مفعولی): cleaned-ing (حال): cleaning3rd (سوم): cleans

فعل — تمیز کرد

تمیز کردپاک کرد

زمان گذشته فعل «تمیز کردن»؛ کاری که باعث پاک شدن چیزی از کثیفی شود.

Past tense of 'clean'; to have made something free of dirt or mess.

«او دیروز آشپزخانه را تمیز کرد.»

She cleaned the kitchen yesterday.

«پنجره‌ها امروز صبح تمیز شدند.»

The windows were cleaned this morning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
washedشست

روزمره. معمولاً به شستن با آب اشاره دارد و همیشه قابل جایگزینی نیست.

Everyday. Focuses often on cleaning with water, not always interchangeable.

tidiedمرتب کرد

رایج. بیشتر به مرتب‌کردن و نظم‌دهی دلالت دارد تا پاک‌کردن.

Common. Emphasizes organization and order rather than dirt removal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000