clean up

/kliːn ʌp/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تمیز کردن

تمیز کردنمرتب کردن

مرتب کردن یا تمیز کردن یک مکان.

To tidy or make a place clean.

«لطفا قبل از رسیدن مهمان‌ها، اتاقت را تمیز کن.»

Please clean up your room before guests arrive.

«آنها پس از مراسم پارک را تمیز کردند.»

They cleaned up the park after the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tidyمرتب کردن

رایج. معنی مشابه اما ممکن است به تمیزی عمیق اشاره نکند.

Common. Similar meaning but may not imply deep cleaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000