claws

/klɔːz/
noun (اسم)commonplural (جمع): claws

اسم — چنگال

چنگالناخن

ناخن‌های تیز و خمیده در پنجه برخی حیوانات.

Sharp, curved nails on the feet of some animals.

«گربه چنگال‌هایش را روی مبلمان تیز کرد.»

The cat sharpened its claws on the furniture.

«خرچنگ از پنجه‌هایش برای دفاع استفاده کرد.»

The crab used its claws to defend itself.

تفاوت با واژه‌های مشابه
talonsچنگال‌های پرنده

فنی. مخصوص چنگال پرندگان شکاری است، همیشه جایگزین claws نیست.

Technical. Refers specifically to bird claws, especially predatory birds; not always interchangeable with claws.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000