clawlike

claw·like/ˈklɔːlaɪk/
clawa sharp, curved nail on the foot of an animal or bird-likeresembling / similar to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more clawlikesuperlative (عالی): most clawlike

صفت — چنگال‌مانند

چنگال‌مانندپنجه‌مانند

شبیه به چنگال از نظر شکل یا عملکرد؛ دارای ویژگی‌های تیز، خمیده یا گیرنده.

Resembling a claw in shape or function; having sharp, curved, or grasping qualities.

«جادوگر پیر انگشتان بلند و چنگال‌مانندی داشت.»

The old witch had long, clawlike fingers.

«بازوی ربات به یک گیره چنگال‌مانند ختم می‌شد.»

The robot's arm ended in a clawlike gripper.

تفاوت با واژه‌های مشابه
talonedپنجه‌دار

ادبی/توصیفی. اغلب برای توصیف پرندگان شکاری یا موجوداتی با چنگال‌های برجسته و تیز (تالون) استفاده می‌شود. زمانی قابل جایگزینی است که ویژگی 'چنگال‌مانند' به خصوص شدید یا قوی باشد.

Literary/Descriptive. Often used to describe birds of prey or creatures with prominent, sharp claws (talons). Interchangeable when the 'clawlike' quality is particularly fierce or strong.

hookedقلاب‌دار

روزمره. چیزی را توصیف می‌کند که مانند قلاب خمیده یا منحنی است. اگر شیء 'چنگال‌مانند' شکل قلاب‌داری مشخص داشته باشد، می‌توان از آن استفاده کرد.

Everyday. Describes something bent or curved like a hook. Can be used if the 'clawlike' object has a distinct hooked shape.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000