clawless

claw·less/ˈklɔːləs/
clawa sharp nail on an animal's paw-lesswithout
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): clawlessersuperlative (عالی): clawlessest

صفت — بدون چنگال

بدون چنگالبی ناخن

بدون چنگال؛ فاقد ناخن‌های تیز معمول برخی حیوانات.

Without claws; lacking the sharp nails typical of some animals.

«حیوان بدون چنگال برای انسان‌ها کمتر خطرناک است.»

The clawless animal is less dangerous to humans.

«برخی سوسمارها به طور طبیعی بدون چنگال هستند.»

Some lizards are naturally clawless.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000