spank

/spæŋk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): spankedpast participle (مفعولی): spanked-ing (حال): spanking3rd (سوم): spanks

فعل — کفل زدن

کفل زدنتنبیه کردن با ضربه

زدن کسی، معمولاً کودک، روی کفل به عنوان تنبیه.

To hit someone, usually a child, on the backside as a punishment.

«مادر به خاطر بدرفتاری به کودک خود کفل زد.»

The mother spanked her child for misbehaving.

«او قول داد که به بچه کفل نزند.»

He promised not to spank the baby.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slapسیلی زدن

غیررسمی. ضربه سریع با دست، ممکن است روی صورت یا بدن باشد، مشابه spank ولی کاربرد وسیع‌تر.

Informal. A quick hit with the hand, can be on face or body, similar to spank but broader in usage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000