در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای انتهای پهن و گرد که به سمت پایه باریک میشود، مانند یک کاردک.
Having a broad, rounded end that tapers toward the base, like a spatula.
«برگ شکل کاردهای دارد.»
“The leaf has a spatulate shape.”
«او از یک ابزار کاردهای برای هم زدن استفاده کرد.»
“She used a spatulate tool for mixing.”