در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تخمریزی یا تولید مثل بهویژه برای ماهی یا دوزیستان.
To produce or lay eggs, especially fish or amphibians.
«ماهی سالمون در رودخانههای آب شیرین تخمریزی میکند.»
“The salmon spawn in freshwater rivers.”
«قورباغهها در بهار در حوضچهها تخمریزی میکنند.»
“Frogs spawn in ponds during spring.”
رایج. به طور کلی به تولید مثل اشاره دارد؛ در زمینه آبزیان میتواند جای spawn باشد.
Common. Refers broadly to reproduction; in aquatic contexts can replace 'spawn.'
تخمهای ماهی، دوزیستان یا حیوانات مشابه.
The eggs of fish, amphibians, or similar animals.
«ماهی قزلآلا تخمهایش را در رودخانه گذاشت.»
“The trout laid their spawn in the stream.”
«تخم ماهیها حساسند و به آب تمیز نیاز دارند.»
“Fish spawn are delicate and require clean water.”