spawned

/spɔːnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): spawnedpast participle (مفعولی): spawned-ing (حال): spawning3rd (سوم): spawns

فعل — تولید مثل کرد

تولید مثل کردبوجود آورد

زمان گذشته فعل spawn؛ تولید مثل یا ایجاد تعداد زیادی از چیزی.

Past tense of 'spawn'; to produce or generate offspring, often eggs or many of something.

«ماهی‌ها هر بهار در رودخانه تولید مثل می‌کنند.»

The fish spawned in the river every spring.

«این ایده پروژه‌های جدید زیادی به وجود آورد.»

The idea spawned many new projects.

تفاوت با واژه‌های مشابه
generateتولید کردن

اصطلاح کلی برای تولید، ولی 'spawn' معمولا برای تعداد زیاد یا تولید مثل زیستی به کار می‌رود.

General term for producing, but 'spawn' often used for large numbers or biological reproduction.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000