spellchecked

spell·checked/ˈspɛlˌtʃɛkt/
spellto write or name the letters of a wordcheckto examine or verify
adjective (صفت)common

صفت — بررسی املایی شده

بررسی املایی شدهاصلاح شده

بررسی شده برای اطمینان از درست بودن نوشتار کلمات.

Having been checked for correct spelling.

«مدرک قبل از ارسال بررسی املایی شد.»

The document was spellchecked before submission.

«مطمئن شو که گزارش تو بررسی املایی شده است تا از اشتباه جلوگیری شود.»

Make sure your report is spellchecked to avoid errors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
correctedاصلاح شده

رایج. به طور کلی برای چیزی که اصلاح شده به کار می‌رود، محدود به املاء نیست.

Common. Used generally for something fixed or made right, not limited to spelling corrections.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000