sporty

spor·ty/ˈspɔːrti/
sportphysical activity, games-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): sportiersuperlative (عالی): sportiest

صفت — ورزشی

ورزشیپرتحرکجذاب به سبک ورزشی

دارای ویژگی‌های مرتبط با ورزش، مانند فعال، ورزشی یا با ظاهری ورزشی و جذاب.

Having characteristics associated with sports, such as being active, athletic, or stylish in a sporty way.

«او لباس‌های ورزشی برای باشگاه ترجیح می‌دهد.»

She prefers sporty clothes for the gym.

«او خودرویی ورزشی با طراحی زیبا دارد.»

He has a sporty car with a sleek design.

تفاوت با واژه‌های مشابه
athleticورزشی

رسمی و رایج. به تناسب اندام و قدرت بدنی اشاره دارد؛ کمتر برای سبک ظاهری است.

Formal and common. Refers to physical fitness and strength; less for style.

activeفعّال

رایج و خنثی. حرکت یا انرژی را برجسته می‌کند، نه سبک ظاهری.

Common and neutral. Emphasizes movement or energy, not style.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000