spot check

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/spɑt tʃɛk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): spot checks

اسم — بازرسی موردی

بازرسی موردیبررسی تصادفی

بازرسی سریعِ چند مورد انتخابی، نه بررسی همهٔ موارد.

A quick inspection of selected items rather than a complete inspection.

«مدیر یک بازرسی موردی انجام داد.»

“The manager performed a spot check.”

«یک بررسی موردی دو اشتباه پیدا کرد.»

“A spot check found two mistakes.”

2verb (فعل)commonpast (گذشته): spot checkedpast participle (مفعولی): spot checked-ing (حال): spot checking3rd (سوم): spot checks

فعل — موردی بررسی کردن

موردی بررسی کردنتصادفی بازرسی کردن

چند مورد را سریع و موردی بررسی کردن، نه همهٔ چیزها را.

To inspect selected items quickly rather than examine everything.

«بازرسان هر هفته پرونده‌ها را موردی بررسی می‌کنند.»

“Inspectors spot check the records weekly.”

«لطفاً این جعبه‌ها را موردی بررسی کن.»

“Please spot check these boxes.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000