spring to mind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sprɪŋ tə maɪnd/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به ذهن آمدن

به ذهن آمدنناگهان یاد کسی افتادن

سریع و بی‌اختیار به ذهن کسی آمدن.

To come quickly and unexpectedly into a person's thoughts.

«نام او فوراً به ذهنم آمد.»

Her name sprang to mind immediately.

«با شنیدن آن آهنگ چه چیزی به ذهنت می‌آید؟»

What springs to mind when you hear that song?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000