staples

sta·ples/ˈsteɪpəlz/
staplemain or important item
1noun (اسم)commonplural (جمع): staples

اسم — احتیاجات اصلی

احتیاجات اصلیکالاهای پایه

اقلام ضروری که معمولاً استفاده یا مصرف می‌شوند، به‌ویژه مواد غذایی.

Essential items regularly used or consumed, especially food.

«برنج و گندم اقلام اصلی در بسیاری از رژیم‌ها هستند.»

Rice and wheat are staples in many diets.

«نان غذای اصلی در سراسر جهان است.»

Bread is a staple food worldwide.

تفاوت با واژه‌های مشابه
essentialsمهم‌ترین‌ها

متداول. اقلامی که ضروری یا پایه‌ای تلقی می‌شوند.

Common. Items considered necessary or basic.

2noun (اسم)commonplural (جمع): staples

اسم — سنجاق کاغذ

سنجاق کاغذمیخک

میخ‌های کوچک فلزی که برای بهم چسباندن کاغذها استفاده می‌شوند.

Small metal fasteners used to bind papers together.

«او از سنجاق‌های کاغذ برای وصل کردن مدارک استفاده کرد.»

She used staples to attach the documents.

«میخک در اکثر دفاتر یافت می‌شود.»

Staples are found in most offices.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clipگیره

غیررسمی. گاهی به صورت مشابه استفاده می‌شود اما معمولاً ابزار متفاوتی است.

Informal. Sometimes used similarly but usually different object.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000