starred

/stɑːrd/
stara luminous object or symbol-edpast tense / past participle
1adjective (صفت)common

صفت — دارای ستاره

دارای ستارهمشهور

دارای یک یا چند ستاره، معمولاً برای نشان دادن درجه یا شهرت به کار می‌رود.

Having one or more stars, typically used to show rating or to indicate fame.

«او یک بازیگر مشهور در صنعت سینما است.»

He is a starred actor in the movie industry.

«آن رستوران یک مکان دارای ستاره با نظرات عالی است.»

The restaurant is a starred establishment with great reviews.

تفاوت با واژه‌های مشابه
famousمشهور

روزمره. برای افراد، مکان‌ها یا اشیای مشهور به کار می‌رود و گاهی به جای starred به معنای شهرت استفاده می‌شود.

Common. Used to describe well-known people, places, or things, sometimes interchangeable with 'starred' when referring to fame.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): starredpast participle (مفعولی): starred-ing (حال): starring3rd (سوم): stars

فعل — ستاره دار کردن

ستاره دار کردنامتیاز دادن با ستاره

نشانه‌گذاری یا تزیین با ستاره، یا دادن امتیاز به وسیله ستاره به چیزی.

To decorate or mark with stars, or to rate something by giving it stars.

«فیلم توسط بسیاری از منتقدان به عنوان بهترین سال ستاره‌دار شد.»

The film was starred by many critics as the best of the year.

«او پاراگراف‌های مهم را با ستاره علامت‌گذاری کرد.»

He starred the important paragraphs for review.

تفاوت با واژه‌های مشابه
markعلامت گذاشتن

روزمره. وقتی منظور علامت گذاری است می‌تواند جایگزین star شود ولی برای شهرت خیر.

Common. Can replace 'star' when indicating marking, but not for fame.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000