steer clear of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/stɪr klɪr əv/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — دوری کردن از

دوری کردن ازسراغ چیزی نرفتن

آگاهانه از کسی یا چیزی دوری کردن.

To deliberately avoid someone or something.

«از آن پل خراب دوری کن.»

Steer clear of that broken bridge.

«من سراغ شایعات محل کار نمی‌روم.»

I steer clear of office gossip.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000