stinginess

stin·gi·ness/ˈstɪndʒinəs/
stingyunwilling to spend money or be generous-nessstate or quality of being
noun (اسم)common

اسم — خساست

خساستبخلمخارجی

کیفیت یا حالتی که در آن فرد تمایلی به خرج کردن پول، بخشیدن چیزها یا سخاوتمندی ندارد؛ خساست.

The quality of being unwilling to spend money, give things, or be generous; meanness.

«خساست او در میان دوستانش معروف بود.»

His stinginess was well-known among his friends.

«او از خساست رئیسش در مورد پاداش‌ها ناراحت بود.»

She resented her boss's stinginess with bonuses.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meannessپستی/خساست

متداول. 'Meanness' می‌تواند به خساست اشاره کند اما معانی گسترده‌تری از بی‌مهری یا بدخواهی نیز دارد. در مورد بی‌میلی برای خرج کردن پول یا منابع، قابل تعویض است. 'خساست او باعث شد ثروتش را پنهان کند' کاربرد دارد. 'بی‌مهری او در رد کمک' به بی‌مهری اشاره دارد.

Common. 'Meanness' can refer to stinginess but also has broader meanings of unkindness or ill-will. It's interchangeable when specifically referring to being ungenerous with money or resources. 'His meanness led him to hide his wealth' works. 'His meanness in denying help' refers to unkindness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000