stop dead

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈstɑp ˈdɛd/
phrase (عبارت)common

عبارت — ناگهان ایستادن

ناگهان ایستادنیک‌دفعه متوقف شدن

ناگهان از حرکت یا انجام کاری دست کشیدن.

To stop moving or doing something very suddenly.

«وقتی صدا را شنید، ناگهان ایستاد.»

She stopped dead when she heard the noise.

«ماشین وسط جاده یک‌دفعه متوقف شد.»

The car stopped dead in the road.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000