sugar coated

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sug·ar coat·ed/ˈʃʊɡər ˈkoʊtɪd/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more sugar coatedsuperlative (عالی): most sugar coated

صفت — شکرپوش

شکرپوشروکش‌شده با شکر

پوشیده‌شده با لایه‌ای از شکر.

Covered with a layer of sugar.

«نانوا شیرینی‌های روکش‌شده با شکر می‌فروخت.»

The bakery sold sugar coated doughnuts.

«من بادام‌های روکش‌شده با شکر را ترجیح می‌دهم.»

I prefer sugar coated almonds.

2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more sugar coatedsuperlative (عالی): most sugar coated

صفت — شیرین‌سازی‌شده

شیرین‌سازی‌شدهملایم‌شده

طوری بیان‌شده که خوشایندتر یا پذیرفتنی‌تر از واقعیت به نظر برسد.

Made to seem more pleasant or acceptable than it really is.

«او نسخه‌ای ملایم‌شده از اتفاق‌ها ارائه داد.»

He gave a sugar coated version of events.

«گزارش برای سرمایه‌گذاران خوشایندتر از واقعیت جلوه داده شد.»

The report was sugar coated for investors.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000