suffrage

suf·frage/ˈsʌfrɪdʒ/
noun (اسم)formal

اسم — حق رای

حق رایرأی دادن

حق شرکت در انتخابات سیاسی و رأی دادن.

The right to vote in political elections.

«زنان دهه‌ها برای حق رأی مبارزه کردند.»

Women fought for suffrage for decades.

«حق رأی عمومی یعنی همه بزرگسالان می‌توانند رأی بدهند.»

Universal suffrage means all adults can vote.

تفاوت با واژه‌های مشابه
franchiseامتياز راي

رسمی. اغلب در زمینه سیاسی هم معنی suffrage است.

Formal. Often used synonymously with suffrage in political context.

voteرأی

رایج. عمل رأی دادن است، مرتبط ولی همیشه به معنی حق رأی نیست.

Common. The act of voting, related but not always meaning the right itself.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000