sulked

/sʌlkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sulkedpast participle (مفعولی): sulked-ing (حال): sulking3rd (سوم): sulks

فعل — اخم کرد

اخم کردکم‌حرف و عبوس بود

گذشته فعل sulk؛ به خاطر ناراحتی یا ناامیدی ساکت و بداخلاق بودن.

Past tense of sulk; to be silent and moody out of annoyance or disappointment.

«او بعد از دعوا تمام بعدازظهر اخم کرد.»

She sulked all afternoon after the argument.

«او به خاطر نگرفتن دعوتنامه کم‌حرف و عبوس شد.»

He sulked because he didn’t get the invitation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mopeغمگین بودن

غیررسمی است و به معنی غمگین یا مایوس بودن است؛ معنی مشابه ولی تفاوت جزئی عاطفی دارد.

Informal. To be gloomy or dejected; similar meaning but with slight emotional difference.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000