در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرتوی نور خورشید.
A beam of sunlight.
«پرتوهای آفتاب از پنجره میتابیدند.»
“Sunrays streamed through the window.”
«از پرتوهای گرم آفتاب روی صورتش لذت برد.»
“He enjoyed the warm sunrays on his face.”
رایج. اصطلاحی دیگر برای پرتوی خورشید.
Common. Another term for a ray of sunlight.