sunning

sun·ning/ˈsʌnɪŋ/
sunthe star that gives light and heat-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — آفتاب گرفتن

آفتاب گرفتنتابش آفتاب

عمل قرار گرفتن در معرض نور خورشید برای گرما یا برنزه شدن.

The act of exposing to sunlight for warmth or tanning.

«گربه روی طاقچه پنجره آفتاب می‌گرفت.»

The cat was sunning on the windowsill.

«آنها از آفتاب گرفتن در ساحل لذت بردند.»

They enjoyed sunning at the beach.

تفاوت با واژه‌های مشابه
baskingگرم شدن در آفتاب

رایج. معمولاً به حیوانات یا افراد اشاره دارد که از گرمای خورشید لذت می‌برند.

Common. Usually refers to animals or people enjoying warmth from sunlight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000