adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more sunkensuperlative (عالی): most sunken
صفت — فرورفته
فرورفتهغرقشدهپایینافتاده
پایینرفته یا فرورفته بهطوری که سطح اطراف را پایینتر نشان میدهد
Lowered or having sunk below the surrounding surface or level
«جاده فرورفته سخت بود که عبور کنیم.»
“The sunken road was difficult to navigate.”
«کشتیهای غرقشده معمولا توسط غواصان کاوش میشوند.»
“Sunken ships are often explored by divers.”
تفاوت با واژههای مشابه
depressed— فرورفته
رسمی. بر روی یک منطقه فرورفته یا پایینتر تاکید دارد و در توصیف سطح یا زمین قابل جایگزینی است.
Formal. Emphasizes a lowered or sunken area; usable interchangeably when speaking of surfaces or ground.
submerged— غرقشده
متداول. بیشتر برای اشیاء یا مناطق زیر آب استفاده میشود؛ وقتی آب در میان است میتواند جایگزین sunken باشد.
Common. Used mostly for objects or areas covered by water; can substitute 'sunken' when water is involved.