sunken

sun·ken/ˈsʌŋ.kən/
sinkto go down-enbecome / made
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more sunkensuperlative (عالی): most sunken

صفت — فرورفته

فرورفتهغرق‌شدهپایین‌افتاده

پایین‌رفته یا فرورفته به‌طوری که سطح اطراف را پایین‌تر نشان می‌دهد

Lowered or having sunk below the surrounding surface or level

«جاده فرورفته سخت بود که عبور کنیم.»

The sunken road was difficult to navigate.

«کشتی‌های غرق‌شده معمولا توسط غواصان کاوش می‌شوند.»

Sunken ships are often explored by divers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
depressedفرورفته

رسمی. بر روی یک منطقه فرورفته یا پایین‌تر تاکید دارد و در توصیف سطح یا زمین قابل جایگزینی است.

Formal. Emphasizes a lowered or sunken area; usable interchangeably when speaking of surfaces or ground.

submergedغرق‌شده

متداول. بیشتر برای اشیاء یا مناطق زیر آب استفاده می‌شود؛ وقتی آب در میان است می‌تواند جایگزین sunken باشد.

Common. Used mostly for objects or areas covered by water; can substitute 'sunken' when water is involved.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000