ساختارها یا اشیایی که چیزی را نگه میدارند یا ثبات میبخشند.
Structures or items that hold something up or provide stability.
«زیر پل تکیهگاههای محکمی وجود دارد.»
“The bridge has strong supports beneath it.”
«مطمئن شو که تکیهگاهها وزن را تحمل میکنند.»
“Make sure the supports can bear the weight.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. اشیای فیزیکی که برای نگهداری یا ثابت ماندن موقت به کار میروند.
Informal. Physical items used to hold or steady objects, often temporary.
وزن چیزی را تحمل کردن، نگه داشتن، یا کمک کردن.
To bear the weight of, hold up, or provide assistance.
«ستون کل سقف را نگه میدارد.»
“The pillar supports the entire roof.”
«دوستان در زمانهای سخت از هم حمایت میکنند.»
“Friends support each other in hard times.”
تفاوت با واژههای مشابه
بسیار رایج. در زمینه کمک جایگزین است ولی نه برای نگه داشتن فیزیکی.
Very common. Interchangeable in contexts of assistance but not physical holding up.
رایج. اغلب به معنای حمایت فیزیکی، مشابه support به عنوان فعل.
Common. Often physical support, similar in many cases to support as a verb.