verb (فعل)commonpast (گذشته): swindledpast participle (مفعولی): swindled-ing (حال): swindling3rd (سوم): swindles
فعل — کلاهبرداری کردن
کلاهبرداری کردنفریب دادن
فریب دادن یا کلاهبرداری برای به دست آوردن پول یا منافع، شکل ing فعل swindle.
Cheating or defrauding someone to gain money or advantage, present participle form.
«او در کلاهبرداری از مشتریان گرفتار شد.»
“He was caught swindling customers.”
«کلاهبرداری از مردم غیرقانونی است.»
“Swindling people is illegal.”
تفاوت با واژههای مشابه
cheating— فریب دادن
رایج. اصطلاح کلی برای نادرستی، نزدیک به swindling.
Common. General term for dishonesty, closely related to swindling.