tabbed

/tæbd/
tabsmall projection or label-bedpast tense suffix
adjective (صفت)common

صفت — برچسب‌دار

برچسب‌داردارای تب

دارای بخش‌ها یا برگه‌های برچسب‌خورده، معمولاً در مورد فایل‌ها یا پنجره‌های مرورگر وب.

Having tabs or labelled sections, often referring to files or web browser windows.

«او فایل دارای تب را روی کامپیوترش باز کرد.»

She opened the tabbed document on her computer.

«مرورگر چند صفحه دارای تب را باز کرده است.»

The browser has several tabbed pages open.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000