take a bite out of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈteɪk ə ˈbaɪt aʊt əv/
1phrase (عبارت)common

عبارت — تکه‌ای را گاز زدن

تکه‌ای را گاز زدنبا گاز جدا کردن

با گاز زدن، تکه‌ای از چیزی را جدا یا خورده شدن.

To remove or eat a piece from something by biting it.

«بچه تکه‌ای از ساندویچ را گاز زد.»

The child took a bite out of the sandwich.

«او یک گاز از هلو زد.»

He took a bite out of the peach.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — کم کردن

کم کردنبخش زیادی را مصرف کردن

از مقدار پول، زمان، توان یا منبعی دیگر به‌طور محسوس کم کردن.

To reduce an amount of money, time, strength, or another resource noticeably.

«اجاره بخش زیادی از درآمد ما را کم می‌کند.»

Rent takes a bite out of our income.

«تعمیرات بخش زیادی از پس‌انداز او را مصرف کرد.»

The repairs took a bite out of her savings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000