take flight

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌteɪk ˈflaɪt/
1phrase (عبارت)common

عبارت — پرواز کردن

پرواز کردنبه هوا برخاستن

شروع به پرواز کردن یا به هوا بلند شدن.

To begin flying or to rise into the air.

«پرنده از روی حصار به پرواز درآمد.»

The bird took flight from the fence.

«هواپیما سحرگاه به پرواز درآمد.»

The plane took flight at dawn.

2phrase (عبارت)formal

عبارت — فرار کردن

فرار کردنپا به فرار گذاشتن

به‌ویژه از ترس، با سرعت فرار کردن.

To run away quickly, especially because of fear.

«دزد وقتی پلیس را دید پا به فرار گذاشت.»

The thief took flight when he saw police.

«جمعیت از صدای بلند فرار کرد.»

The crowd took flight from the noise.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000