take one's eyes off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈteɪk wʌnz ˈaɪz ɔf/
phrase (عبارت)common

عبارت — چشم برداشتن از

چشم برداشتن از

دست کشیدن از نگاه کردن یا زیر نظر داشتن کسی یا چیزی.

To stop looking at or watching someone or something.

«نمی‌توانستم چشم از آن نقاشی بردارم.»

I couldn't take my eyes off the painting.

«چشمت را از بچه‌ها برندار.»

Don't take your eyes off the children.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000