tater

tat·er/ˈteɪtər/
noun (اسم)informalplural (جمع): taters

اسم — سیب‌زمینی

سیب‌زمینی

اصطلاح غیررسمی برای سیب‌زمینی.

Informal term for potato.

«برای ناهار چند سیب‌زمینی سرخ‌شده درست کرد.»

He cooked some tater fries for lunch.

«غذاهای سیب‌زمینی در این منطقه رایج است.»

Tater dishes are common in this region.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spudسیب‌زمینی

غیررسمی. اصطلاح محاوره‌ای برای سیب‌زمینی، در بافت‌های غیررسمی قابل تعویض با tater.

Informal. Casual term for potato, interchangeable with tater in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000