در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اصطلاح غیررسمی برای سیبزمینی.
Informal term for potato.
«برای ناهار چند سیبزمینی سرخشده درست کرد.»
“He cooked some tater fries for lunch.”
«غذاهای سیبزمینی در این منطقه رایج است.»
“Tater dishes are common in this region.”
غیررسمی. اصطلاح محاورهای برای سیبزمینی، در بافتهای غیررسمی قابل تعویض با tater.
Informal. Casual term for potato, interchangeable with tater in casual contexts.